آموزش بازاریابی تخصصی صنفی

15 سال تجربه موفق در حوزه فروش پارچه و پرده

021-44356710
info@sell724.ir

نورومارکتینگ روشی جدید در بازاریابی

نورومارکتینگ روشی جدید در بازاریابی

نورومارکتینگ یک روش تحقیق منطقی کشف‌شده در دهه 1990 توسط جرالد زالتمن، استاد بازاریابی است که اسکن مغز را تشویق کرده تا فعالیت‌های عصبی مصرف‌کنندگان را ببینند. نورومارکتینگ روند تصمیم‌گیری و رفتار مصرف کنندگان را موردبررسی قرار داده و بینش دقیقی در مورد رفتارهایی که مصرف‌کنندگان انجام می‌دهند ولی حتی علت آن را خودشان هم نمی‌دانند، ارائه می‌دهد. در این روش از بازاریابی از تکنیک‌های روانکاوی، برنامه‌ریزی چهره، بیومتریک، اقدامات واکنش الکترودهای عضلانی و ردیابی چشم در برخورد با اسکناس‌ها که نحوه پاسخگویی چگونه است و چه احساس فردی را بروز می‌دهد، استفاده می‌کنند.

نورومارکتینگ به بررسی اطلاعات غیرآگاهانه در مغز مصرف‌کننده می‌پردازد زیرا این اطلاعات تأثیر زیادی درروند تصمیم‌گیری مصرف‌کنندگان دارد. مفهوم نورومارکتینگ، مطالعه احساسات انسانی و واکنش‌های رفتاری مرتبط با تبلیغات جدید، محصولات و تصمیم‌گیری است. بازاریابی به روش نورومارکتینگ کمک می‌کند تا در ذهن مشتری و مصرف‌کننده یک تجربه فراموش‌نشدنی مثبت ایجاد شود تا به مشتری ثابت تبدیل شود.

نورومارکتینگ چیست؟

نام دیگر نورومارکتینگ، بازاریابی عصبی است. بازاریابی به روش نورومارکتینگ، جدیدترین روش بازاریابی مکانیکی برای درک بهتر مشتری است که بر پایه علوم اعصاب طراحی‌شده است. پژوهش و تحقیق در مورد رفتار مشتری با استفاده از ابزار علمی جدید و بسیار دقیق پزشکی می‌باشد. نورومارکتینگ روشی جدید از بازاریابی می‌باشد که ماهیت میان رشته‌ای دارد و ترکیبی از بازاریابی، علم مدیریت، علوم اعصاب و علم روانشناسی است. به عبارتی دیگر علم مغز و اعصاب را با دنیای تجارت، کسب‌وکار و برندینگ گره میزند.

ازآنجایی‌که برای تصمیم‌گیری در هر مرحله‌ای احساسات نقش بسزایی دارند، در نورومارکتینگ نیز هدف، دستیابی به ذهن مشتری و واکنش‌های هیجانی و مغزی مصرف‌کنندگان است تا بدون سوال پرسیدن، مشتری تصمیم به خرید کند. یکی از راه‌های برانگیختن احساسات برای خرید، دیدن تبلیغات است ولی شمار زیادی از تبلیغاتی که ما هر روز از تلویزیون یا جاهای دیگر می‌بینیم اصلا وارد ذهن ما نمی‌شود تا تاثیری روی تصمیم‌گیری ما بگذارد زیرا ذهن ما به‌طور مداوم در حال آنالیز و پالایش اطلاعات به‌دست‌آمده است. در این روند شیوه جدید نورومارکتینگ می‌تواند وارد عمل شود تا احساسات، افکار و سطح ناخودآگاه مشتری را پردازش کند و تبلیغی تأثیرگذار درروند تصمیم‌گیری به خرید معرفی کند.

نورومارکتینگ

مهم‌ترین عامل فروش، تحریک احساس مشتری است.

تمام بازاریابان و محققان فروش پس از مدتی به این نکته رسیدن که تحلیل رفتار ظاهری مشتری کمک شایانی به فروش محصول نمی‌کند زیرا افراد آنچه رفتار می‌کنند فکر نمی‌کنند و آنچه فکر می‌کنند عمل نمی‌کنند، درواقع آنچه به‌ ظاهر می‌خواهند با آنچه در ذهنشان هست متفاوت است. تنها محرک و دلیل تصمیم خرید یک محصول بی‌شک احساسی است که راجب آن محصول در ما به وجود می آید. شاید در ظاهر بیشتر افراد فکر کنند قیمت محصول و نقدینگی ماست که تعیین‌کننده خرید است ولی تجربه این فرضیه را رد می‌کند.

افراد در خرید تحت عوامل و محرک‌هایی هستند که بر ذهن نیمه هشیارشان تاثیر می‌گذارد و هنگام خرید احساس خاصی را به مشتری در مقابل تصمیم خریدی که می‌گیرد القا می‌کند و تصمیم‌گیری را برای این افراد آسان‌تر می‌کند. ما در روش نورومارکتینگ یا بازاریابی عصبی پایه به دنبال آن نقطه قرمز ذهن مشتری برای تحریک کردن احساس هستیم.

نورومارکتینگ

چند پیشنهاد برای استفاده از نورومارکتینگ

رنگ‌ها

یکی از عواملی که در طراحی و بسته‌بندی ازنظر بازاریابی عصبی، محرک احساسات در یک لحظه است رنگ‌هاست. انتخاب رنگ مناسب برای یک محصول می‌تواند سبب حس اعتماد بین مشتری و محصول شود. برای مثال برای جذب افراد حرفه‌ای و متخصص، رنگ آبی بسیار تأثیرگذار است.

نورومارکتینگ

بسته‌بندی محصول

ذهن مشتری نسبت به بعضی از بسته‌بندی‌ها پاسخ منفی و در مقابل برخی دیگر از بسته‌بندی‌ها پاسخ مثبت می‌دهد. عواملی که می‌تواند بر توجه مشتریان نسبت به بسته‌بندی یک محصول بی افزاید فونت، رنگ و تصاویر روی بسته‌بندی است. برای مثال مصرف‌کنندگان به رنگ‌های مات روی بسته‌بندی عکس‌العمل مثبت و رنگ‌های درخشان پاسخ منفی می‌دهند.

نورومارکتینگ

نقش نورومارکتینگ در برندینگ

همه‌ی تولیدکنندگان و فروشندگان به این امر آگاه‌اند که مشتریان ثابت و وفادار، مهم‌ترین عامل سودآوری و بزرگ شدن پایگاه مشتریان از طریق تبلیغات کلامی هستند. همچنین تلاش 5% برای حفظ مشتریان ثابت، می‌تواند موجب رشد 25 تا 75% سود شرکت شود. عاملی که سبب می‌گردد تا مشتری دوباره از یک برند استفاده کند احساسات اوست که تعهدی خودساخته را برای مشتری به وجود میاورد.

عشق و اشتیاق یک مصرف‌کننده نسبت به یک محصول، مفهومی از برندینگ است. به همین علت نورومارکتینگ یا بازاریابی عصبی در عملکرد برندینگ بسیار موثر است. پرکاربردترین بخش نورومارکتینگ در برخورد با یک محصول، محرک‌های دیداری است. برندینگ بر پایه احساس و عاطفه، سبب رضایت تجربه مصرف محصول و تداوم مصرف آن محصول می‌شود و سبب ایجاد یک رابطه بین مصرف‌کننده و تولیدکننده است.

نکته قابل‌توجه در انتخاب یک برند اینست که مصرف‌کننده با قوه بصری‌اش تصمیم به خرید می‌کند که در روش نورومارکتینگ به آن ردیابی چشمی میگویند. دو نکته اساسی برای اندازه‌گیری این شاخص در نورومارکتینگ، خیره شدن‌ها و جابجایی چشم است. مقدار جابجایی چشم با حرکت چشم از نقطه‌ای به نقطه دیگر و اندازه‌گیری خیره شدن، مقدار و مدت‌زمان خیره شدن مشتری به محصول است.

نورومارکتینگ

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.