آموزش بازاریابی تخصصی صنفی

15 سال تجربه موفق در حوزه فروش پارچه و پرده

021-44356710
info@sell724.ir

جلب توجه مشتری (قسمت اول)

جلب توجه مشتری (قسمت اول)

آیا شما استاد جلب توجه، آقای ماهی بادکنکی را می شناسید؟

اجازه بدهید در ابتدا داستانی واقعی، زیبا و عجیب را برایتان تعریف کنم.

اسم من ماهی بادکنکی ژاپنی است. من یک ماهی کوچک 13 سانتی متری بی رنگ و نما و معمولی هستم. بر خلاف تصور اکثر انسان‌ها که دنیای خودشون رو پر رنگ و لعاب می‌بینند دنیای زیر آب بسیار رنگارنگ تر و مملو از طیف رنگهای متنوع است. دقیقا مشکل من هم از همینجا شروع شد. می پرسید چرا و چه مشکلی؟ من به سن بلوغ رسیده بودم و قصد ازدواج داشتم. به دنبال یک دختر ماهی بادکنکی ژاپنی می گشتم. اینجا توی دنیای ما ماهی‌ها برای جلب توجه کردن باید رنگ پوستت تو چشم باشه که دیگران تو رو ببیند. با این حجم تنوع رنگ و رنگ‌های جورواجور من هیچ شانسی برای رقابت نداشتم. اصلا دیده نمی شدم. اما قرار نبود من مقهور این وضعیت و رقبای رنگارنگ خودم می‌شدم . باید راه چاره‌ای پیدا می کردم و نظر ماهی مورد علاقه خودم رو جلب می کردم. راستی یادم رفت بگم که من یک مقدار توانمندی و هوش ریاضی و هندسی دارم و همین موضوع باعث شد که یک راه حل بی نظیر برای جلب توجه پیدا کنم.

من نشستم! و فکر کردم که چطوری زیباترین و هندسی ترین نقاشی رو در کف اقیانوس درست کنم که هیچ موجود دیگه‌ای توی آب تا حالا نتوانسته مثل اون رو ایجاد کنه. دست به کار شدم. وقعی کار طراحی سازه به اتمام رسید چنان جلب توجه می کرد که رقبای رنگارنگ و پرطمطراق من هم انگشت! به دهان بودند. و حالا دختر ماهی‌های بادکنکی زیادی بودند که برای تماشا می آمدند و من باید از بین اونها بهترین رو انتخاب می کردم.

{{محققان هنوز نمی‌دانند معیارهای ماهی ماده برای انتخاب طرح مهندسی ساز ماهی نر چیست. آنها حدس می‌زنند طرح‌های ایجاد شده در ماسه نرم میانی، تزئینات لانه، ابعاد آن و شاید تقارن دایره‌ها در انتخاب محل تخم‌ریزی مؤثر باشد. از سوی دیگر کار ساختن این لانه زمان‌بر است و بزرگ‌تر بودن آن می‌تواند نشانه ساخته‌شدن توسط نر قدرتمندتری باشد.}}

 از این داستان واقعی نتیجه می گیریم که گول هیکل شرکت‌های پر طمطراق و پر زرق و برق را نخورید و نترسید. شما به شیوه خودتان جلب توجه کنید.

آیا شما در دنیای پررنگ و لعاب و رقابتی شدید صنعت نساجی و صنف های زیر مجموعه مثل فروش پارچه ، احساس ضعف می کنید و سخت می توانید مشتری جدید جذب کنید؟‌ اگر داستان واقعی ماهی بادکنکی ژاپنی را مطالعه کردید و هنوز مردد و مشکوک هستید که بتوانید کاری انجام دهید پس یکبار دیگر داستان را بخوانید و فکر کنید. فکر کنید که این ماهی فقط 13 سانتی متر قد دارد و در اقیانوسی از رنگهای متنوع و رقابتی چه خلاقیتی بکار برده است. او منتظر معجزه ننشسته او به توانمندی‌ها و استعدادهای خود تکیه کرده است. معجزه خود اوست. معجزه خود شما هستید.

اولین گام برای موفقیت در کسب و کار و موفقیت در فروش جلب توجه است. ما باید با خلاقیت در محصولات و خدماتمان و حتی فرایندهای کاری کسب و کارمان برای مشتریان بالقوه جلب توجه کنیم تا نظر آنها به سمت ما جلب شود.

بطور مثال ما در Sell724 قصد داریم نظر مخاطبین را به خود جلب کنیم. برای چه می خواهیم این کار را انجام دهیم!؟

" ما می خواهیم با جلب توجه، به مخاطبین هدفمان آگاهی بدهیم تا به دنبال این موضوع بگردند که: Sell724 چیست؟ این برند چکار می کند؟ محصولات و  خدماتش چیست؟ از چه حرف می زند؟"

ما قصد داریم با محتوای متفاوت، محتوایی که کاربردی و تخصصی در صنف نساجی است جلب توجه کنیم. می‌خواهیم با داستان سرایی از کسب وکارهای موفق صنعت نساجی و ارائه آموزش‌های بازاریابی و فروش و آموزش موفقیت در کسب و کارهای زنجیره ارزش صنعت نساجی جلب توجه کنیم.

شما هم بطور مثال به عنوان کسی که در صنف فروش پارچه فعالیت می کند باید برای جلب توجه کردن هدف داشته باشید. اما قبل از آن باید بدانید که علم یا فلسفه جلب توجه چیست؟ کاربرد آن چیست؟ مصادیق آن کدامند؟ چه تکنیک‌ها و رازهایی برای جلب توجه وجود دارد؟ با مجتبی برقبانی در Sell724 همراه باشید تا برایتان بگویم.

واکنش جلب توجه یا واکنش سوگیری، واکنشی در تمام موجودات است که موجودات در مواجهه با هر تغییری در موقعیت، توجه‌شان به آن جلب می شود. در اصل ذهن ما طوری طراحی شده که توجه ذهن به چیزهای نامتعارف جلب  می شود.

شما هم باید با بروز خلاقیت و نشان دادن پستی و بلندی های کسب و کارتان نظر مشتریان بالقوه را به خودتان جلب کنید. بر روی خواسته های خود متمرکز باشید و حتی از ایده‌های کوچک هم برای جلب توجه الهام بگیرید. دنیای کنونی پر از شور و حال و جذابیت های فراوان است و این به معنی سخت شدن کار ما برای جلب توجه است.

افراد زیادی را در صنعت نساجی مثل فروش پارچه می شناسم که از همین یک نکته ساده اما مهم یعنی جلب توجه برای جذب مشتریان بالقوه غافل هستند. انگار شور و شوقی برای جلب توجه ندارند به نحوی که مشتری دو دستش را بر روی شیشه ویترین بگذارد و صورتش را به شیشه بچسباند و به طاقه‌های پارچه او زل بزند و به رویا فرو برود.  

شما بایستی با داستان سرایی های زیبا و واقعی در کسب و کارتان ، دنیایی پر از رمز و راز و جذاب برای مخاطبینتان به ارمغان بیاورید. لازم می دانم این را هم اضافه کنم که مقصود و منظور در اینجا از جلب توجه به هیچ وجه خودشیفتگی در کسب و کار نیست.

به این داستانک توجه کنید؛ مرد جوانی به نام نارکیسوس (  narcissus ) بسیار زیبا روی بود که شیفته ی خود شده بود و یک روز آن قدر جذب تصویر چهره‌ی خود بر روی آب استخر می شود که به درون آب می افتد و غرق می گردد. خودشیفتگی نیز همانند نارکیسوس، فقط درگیر «خود» است و توجهی به دیگران یعنی مشتریان ندارد همیشه به فکر به دست آوردن سود و منفعت خود است. پس مواظب باشیم این دو مبحث را با هم اشتباه نگیریم.

در ادبیات بازاریابی بحث داریم تحت عنوان چرخه عمر مشتری ، این چرخه به زبان ساده اینگونه بیان می کند که اقدامات لازم برای جلب توجه و شناسایی مشتریان بالقوه ، تبدیل این مشتریان بالقوه به مشتریانی که ما را جدی می گیرند و محصولات و خدمات ما را با رقبایمان و صنعتمان مقایسه می کنند، مرحله بعد ترغیب مشتریان به اولین خرید کالا و خدمات ما و سپس ارائه خدمات بیشتر و بهتر برای ترغیب رفتار مشتریان به خریدهای بعدی و بیشتر و در نهایت ایجاد حس وفاداری به برند و محصولاتمان در وجود آنها تا جاییکه این مشتریان تبدیل به شرکای استراتژیک و راهبردی کسب و کار ما شوند.

جلب توجه کردن و جذب مشتریان بالقوه اولین مرحله چرخه عمر مشتری است. پس لازم است آن را خوب یاد بگیریم. هر چه با  این مفهوم بیشتر آشنا شویم و آن را بسط بدهیم ایده ‌های خوب و ناب بیشتری به دست خواهیم آورد و خلاقیت‌های بیشتر در کسب و کارمان ایجاد خواهیم نمود.

استیو روبل می‌گوید: “توجه مهم‌ترین دارایی است که کسی می تواند به شما بدهد؛ توجه بیش‌تر از پول، دارایی یا اشیا ارزشمند است.”

جدای از اهمیت بحث جلب توجه در مباحث بازاریابی و فروش، دانش و آگاهی یافتن از این موضوع می‌تواند کمک‌های زیادی در زندگی به ما بکند حتی در زندگی خصوصی و شخصی ما. جلب توجه در بخش‌های زیادی از شئونات و رفتارهای روزمره شخصی و اجتماعی ما کاربرد دارد. به عنوان مثال در هنگام سخنرانی و جلب توجه مخاطبین، در هنگام خواستگاری، در سرکلاس درس، در محیط کار، در رقابت‌‌های انتخاباتی، در هنگام ارائه پروپوزال دانشگاه یا پروپوزال برای کارفرما، جلب توجه همسر، جلب توجه کودکان و فرزندان، جلب توجه دانش آموزان سر کلاس و الی آخر.

جلب توجه و مجذوب کردن دیگران یک فلسفه است که شما در بازاریابی بایستی آن را فرا بگیرید. جلب توجه دیگران به نوعی یک علم میان رشته ای است از رشته‌های روان‌شناسی، عصب‌شناسی، اقتصاد، جامعه شناسی و اجتماعی. اما نگران نباشید لازم نیست همه این علوم را فرابگیرید. Sell724 به شما کمک می کند تا با توجه به خروجی‌ها و نتایج حاصل از مطالعه موضوع به اصول و مبانی ساده‌ای برای جلب توجه دست یابید و با ایجاد یک نگاه فلسفی درخودتان، می توانید ایده‌های خلاقانه برای جلب توجه کشف و ابداء نمایید.

اساسا جلب توجه عملی است تا از آن طریق به نوعی درون کسب و کار خودمان را در قالب زیبایی، ارزش‌آفرینی و دیگر ویژگی‌ها و مزیت‌هایمان به مخاطبین نشان دهیم. 

طبق تحقیقات انجام شده جهانی، میانگین توجه مخاطب از ۱۲ ثانیه در سال ۲۰۰۰ میلادی به ۸ ثانیه در سال ۲۰۱۵ کاهش پیدا کرده است. یکی از عمده‌ترین علت‌های این موضوع انقلاب موبایلی است که دامنه توجه ما را تا این حد کوتاه‌تر کرده است.

زمانی که یک مشتری برای اولین بار وارد کانال تلگرام یا شبکه اینستاگرام فروش پارچه شما می‌شود، زمان کوتاهی در اختیار دارید که توجه‌اش را جلب کنید. متن، عکس و تعاملات بصری، تصمیم‌گیرنده رشد کسب‌وکار شما در آینده است. سوال این است که چگونه می‌توان توجه مخاطب را سریعاً جلب کرد؟

اگر بتوانید نظر مخاطبین را جلب کنید آنها فرصت بیشتری به شما می دهند تا خودتان و کسب و کارتان را بیشتر معرفی کنید.

درگیر کردن احساسات مخاطبین یکی از اصول و پایه‌ای ترین نکات تکنیک جلب توجه است. در سیستم خودکار یا غریزی بدن انسان محرک‌های عصبی وجود دارند که به ما کمک می کنند در برابر رخ‌دادهای اطرافمان عکس‌العمل نشان دهیم به بیان دیگر، رخ‌دادها نظر ما را جلب می کنند و ما با درگیر شدن احساساتمان در خصوص آن رخداد نسبت به آنها واکنش نشان می دهیم. بطور مثال یک صدای ناگهانی و بلند، سیستم خودکار امنیتی ما را تحریک می کند و نظر ما به سمت صدا جلب می شود و ما واکنش مقتضی در خصوص این صدا را از خود بروز می دهیم. یا زمانی که بوی خوشی استنشاق می کنیم و حس خوبی به ما دست می دهد ناخوداگاه در خصوص آن بو جستجو می کنیم.

بطور مثال، شما مغازه فروش پارچه دارید و مشتری وارد می شود و ضمن بررسی کالا‌ها و محصولات مغازه از طرف شما به یک فنجان قهوه یا یک بستنی دعوت می شود. این برخورد نظر مشتری را به خود جلب می کند و تحقیقات چاپ شده در Science نشان می‌دهد افرادی که در معرض چنین برخوردهایی قرار گرفته‌اند، رفتاری دوستانه‌تر و بخشنده‌تر از خود بروز می‌دهند.

قرار نیست موشک هوا کنیم. جلب توجه دارای  نکاتی ساده و ریز مثل مورد بالا است. شما باید نیازها، عواطف، شادی، ناراحتی، سرزندگی، كسالت و خوب و بد را در مخاطبینتان درک کنید. البته ذکر این نکته نیز ضروری است که حفظ توجه مخاطب بعد از جلب توجه او مهم است. یعنی ایده‌ای را که بکار می برید باید آنقدر جالب توجه باشد که مخاطبی که توجه می کند این توجه را حفظ نماید. در بازاریابی جلب توجه نخستین گام است اما وقتی توجه کسی جلب شد باید این توجه حفظ شود تا فرآیند فروش ادامه پیدا کند وگرنه ایمیل بعدی، نامه بعدی یا حضور شخص بعدی جلب توجه شما را ناکام می گذارد. لذا فرایند جلب توجه از دو بخش جلب توجه و حفظ توجه تشکیل شده است که شما باید برای هر دو بخش برنامه داشته باشید.

لازم به یادآوری است که یک فرق کوچک اما اساسی بین جلب توجه مشتری و جذب مشتری وجود دارد. در جلب توجه شما نظر مشتری را به سمت کسب و کار یا محصولاتتان جلب می کنید که او به شما توجه کند و شما را بین رقبا ببیند، اما این به معنی جذب یا گرفتن مشتری نیست. کار جلب توجه را اصول بازاریابی و تبلیغات و کار جذب مشتری را مزیت‌های رقابتی کالا و خدمات شما انجام می‌دهند. اگر مشتری به سمت شما آمد اما ویژگی خاصی در محصولات و خدمات شما ندید شما را خیلی سریع ترک می کند در ضمن به اطرافیانش هم می گوید این کسب و کار فقط سر و صدا دارد و بادی بیشتر نیست. پس قبل از جلب توجه به فکر فرایند جذب مشتری که گام دوم جهت تبدیل مشتری بالقوه به مشتری که ما را جدی بگیرد، باشید.

بطور مثال، مشتری داخل مغازه فروش پارچه شده است، بستی هم به او داده اید اما وقتی می بیند تنوع جنس و رنگ پارچه‌هایتان جالب نیست، قیمتتان رقابتی نیست، مدل‌ها و مد‌های پارچه‌های شما قدیمی است، خدمات مشخص و قابل توجهی هم که برای ارائه ندارید، آنگاه دعا بفرمایید حداقل بابت بستنی از شما تشکر کند.

یک نکته طلایی در خصوص جلب توجه؛ هم دهان باشید و هم گوش و بهتر است بیشتر گوش باشید؛ یعنی چه!. یعنی اینکه یکی از راه‌های جلب توجه مخاطبین و مشتریان گوش دادن به آنها است. طرف وارد مغازه فروش پارچه شده صاحب مغازه یا فروشنده مغازه اینقدر حرف می زند و توضیحات فنی و بیش از حد در خصوص پارچه فاستونی و پارچه پرده و .... می‌دهد که مشتری حالش بد می شود و مغازه را ترک می کند. برادر یکی شما بگو، اجازه بدهید مشتری دو تا بگوید اصلا اجازه بدهید، مشتری هم یکی بگوید، یکی فکر کند، یکی سوال کند و بعد شما دوباره یکی بگویید.

پس جلب توجه فقط فریاد زدن و گفتن نیست، رمز و رازهایی دارد که شما باید به آنها توجه داشته باشید، شما باید برای  همه حواس مخاطب برنامه داشته باشید. برای حس شنوایی، حس بینایی، حس چشایی، حس بویایی، حس همدردی و همدلی(صحبت کردن)، حس لامسه و الی آخر.

با توجه به موضوع فوق اکنون شما قضاوت کنید:

سکانس اول: وارد مغازه شده اید فروشنده همانطور که روی صندلی خودش نشسته و در حال بازی کلش آف کلنز هست نیم نگاهی گذرا به شما می کند. شما چرخی در مغازه می زنید و قیمت یکی از کالا‌ها را سوال می کنید. و فروشنده پاسخ می دهد: “ لیبل قیمت روی کالا درج شده است”. شما: “ خوب به جهنم که درج شده( البته توی دلتان)” و از مغازه خارج می شوید.

سکانس دوم: وارد مغازه شده‌اید فروشنده از روی صندلی خود بسیار محترمانه از جایش بلند می شود انگار رئیس جمهور وارد شده چنان احترامی و احوال پرسی از شما می کند که یک لحظه شما فکر می کنید که او را از قبل می شناسید یا او شما را احتمالا شناخته است. کلا نظرتان به ایشان جلب می شود. فروشنده سکوت می کند و شما چرخی در مغازه می زنید و قیمت یکی از کالا‌ها را می پرسید. فروشنده با صدایی واضح با وجود اینکه قیمت کالا روی آن با لیبل درج شده ضمن اینکه قیمت را برای شما تکرار می کند از چشمان تیز بین شما و انتخاب جالبتان هم تعریف کوتاهی می کند و در ضمن با گفتن اینکه “ قیمت برای شما فرق می کند”یک پیشنهاد اغوا کننده هم به شما می دهد مبنی بر اینکه شما انتخاب بفرمایید قیمت را با شما کنار می آیم”.

خوب کدام یک را می پسندید. واقعا! سکانس دوم را! چرا؟! چون خیلی واضح و روشن است و روش خوبی است!؟ . که اینطور!. پس چرا بسیاری از فروشندگان از سر دل سیری و بی حوصلگی پاسخ گو هستند! یعنی پاسخ‌گو نیستند!.

اجازه بدهید کمی سکانس دوم را تحلیل کنیم. در سکانس دوم شما چندین بار نظر مشتری را جلب می کنید. اول بلند شدن محترمانه از سر جایتان و درگیر کردن حس احترام و تکریم مشتری، دوم سکوت شما ارسال پیام به مشتری است مبنی بر اینکه که سراپا گوش هستم و آماده خدمت رسانی نه آماده شکار با این ترفند درگیر کردن حس همدلی و همراهی مشتری به دست می آورید، سوم گفتن قیمت درج شده روی کالا ، ارسال این پیام را به مشتری همراه دارد که در هر صورت کنار شما هستم حتی با وجود اینکه قیمت جنس روی آن درج شده و جلب توجه مشتری و اثبات اینکه سراپا گوش هستم و درگیر کردن حس وظیفه شناسی و علاقه به مشتری و اینکه مشتری ولی نعمت است، چهارم تعریف از چشمان تیزبین مشتری و القای حس برتری و اعتبار دادن به مشتری و حس مفید بودن به او که در مجموع حال او را خوب می‌کند، پنجم با ارائه یک پیشنهاد تخفیف در صورت خرید، ضمن دادن قوت قلب به او،  نظرش را جلب می کنید و حس و توجه اقتصادی او را بر می انگیزید که در صورت خرید منفعت بیشتری به او می رسانید، نکته جالب توجه در بخش پنجم اینکه این فروشنده آگاه و خوب ما از واژه “شما” هم استفاده کرده است یعنی او به قدرت کلمات نیز برای جلب توجه آگاه است.  { اینکه چه اتفاقی افتاده که مغازه ما برای مخاطب جالب بوده و وارد آن شده خودش داستانی است که در مقاله آتی به آن می پردازم}.

حتی اگر مشتری آن روز از شما خرید نکند مطمئن باشید شما یکی از گزینه‌هایی او خواهید بود که در آینده دوباره به شما مراجعه خواهد کرد.

جلب توجه ممکن است در همه جای کسب و کارتان اتفاق بیافتد. طرف کانال فروش پارچه زده چنان عکس‌های افتضاحی از پارچه ‌ها و کالیته‌هایش گذاشته که مخاطبین هم ریزش دارند و هم رغبت نمی کنند عکس‌ها را دانلود کنند. یا سایت در حوزه صنعت نساجی دارد اما چنان محتواهای ضعیفی در آن بارگذاری کرده که حتی برای موتورهای جستجوگر هم جلب توجه نمی کند چه برسد به مخاطب واقعی!

جلب توجه مشتری

استفاده از ابزارهای جلب توجه نیز از دیگر اصول قابل توجه این حوزه هستند که باید در خصوص آنها مطالعه و تحقیق کنیم. ابزارهایی نظیر استفاده از عکس‌ها، استفاده از کلمات قدرت‌مند،‌ استفاده از اینفوگراف‌های قوی، استفاده ویدئو مارکتینگ‌ها، استفاده از بستر‌های رسانه‌ای جالب، استفاده از بنر‌ها و کاتالوگ‌های تاثیر گذار،‌ استفاده از ایده‌های طراحی خلاقانه و نوآورانه، استفاده از سمپل‌ها و نمونه‌های خاص، استفاده از رنگ‌ها و کنتراست‌ رنگهای مناسب، استفاده از تبلیغات جالب و هیجانی، و... همه و همه اصولی است که شما باید آنها را فرا بگیرد. سخت است اما لازم و لذت بخش است. فراگیری این مسائل است که معجزه فروش ایجاد می کند.

خوبه که یک خاطره در اینجا برایتان تعریف کنم. به مغازه یکی از دوستانم در حوزه فروش پارچه و پرده دوزی رفتم ، کار بسیار زیبایی برای جلب توجه مشتریان انجام داده بود. او یک کتابچه راهنمایی کوچک و شیک درست کرده بود در خصوص اینکه چه مدل پارچه و پرده‌ای مناسب چه فضاهایی است و دستورالعمل راهنمایی به مخاطب ارائه می داد که مخاطب با خواندن شاخص‌های ذکر شده در کتابچه بهتر می توانست در خصوص نوع، رنگ و طراحی پرده تصمیم گیری کند. این کتابچه نظر مخاطب را جلب می کرد و این حس را به او می داد که فروشنده با ارائه این کتابچه راهنما به من در قدرت تصمیم‌گیری برای سفارش پارچه و پرده کمک می کند.

نکته بسیار مهم، زمان اینکه باید سهم تصمیم‌گیری بیشتری را از مشتری بگیریم گذشته است، اکنون زمان آن است که مشتری در کنار ما آگاه تر شود و احساس کند سهم بیشتری در تصمیم‌گیری خود دارد.

آیا می دانستید شناخت رنگها و استفاده از آنها یک علم است؟ بهتر است در این خصوص اگر در صنعت نساجی و فروش پارچه فعالیت می کنید مطالعه و تحقیق کنید. با قوانین چرخه رنگ آشنا شوید. مطمئن هستم ایده های زیادی برای جلب توجه در این خصوص به ذهنتان خواهد رسید.

همین الان مجتبی برقبانی و یک ایده یهویی: اگر در کار فروش پارچه هستید و طاقه پارچه‌های زیادی در مغازه شما وجود دارد رنگ بندی طاقه ها در چیدمان قفسه‌ها را به نحوی بچینید که شبیه عکس یک لبخند باشد. یعنی استفاده از ابزار رنگ و کنتراست رنگ برای جلب توجه.

یادتان باشد در هر بخش از چرخه اکتساب صنعت نساجی که فعالیت می کنید، شغل اصلی شما این است که زندگی را برای مشتریانتان  آسان‌تر، باکیفیت‌تر و ارزشمند‌تر کنید. مشتریان شما هم دقیقاً مثل شما اهداف حرفه‌ای دارند که سعی می‌کنند آن‌ها را تحقق ببخشند. “بفهمید مشتریانتان چه چیزی در سر دارند و ببنید چه‌طور می‌توانید این بار را آسان‌تر ، باکیفیت‌تر و ارزشمند‌تر کردن محصولات و خدماتتان برای او سبک‌تر کنید. وقتی به این موضوعات فکر کنید ایده‌های بسیار جالب و مهیجی برای جلب توجه مشتریان خواهید یافت.”

ایجاد تمایز در نگاه مشتری و جلب توجه او همیشه یکی از چالش‌های اساسی کسب و کارها بوده است. برای جلب توجه نیاز به ایده‌های خلاقانه داریم. البته منظور این نیست که برای جلب توجه کردن خرج و هزینه زیادی بکنید. حتی با کارهای ساده و معمولی اما خلاقانه نیز می توانید این کار را انجام دهید.

 توصیه می کنم در این خصوص دو کتاب گاو بنفش نوشته ست گادین و کتاب گاو صورتی نوشته سمیرا سعدی را دانلود و مطالعه کنید.

در بخش دوم مقاله تکنیک‌ها و رمز و رازهای جلب توجه را با مثال‌هایی از صنعت نساجی و چرخه ارزش آن برای شما بزرگواران بازگو کرده ام.

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.